زیر باران

آن شب،

انگار

چتر

در خوابمان جا ماند،

تا من عریان شوم برای جُفت،چشمانت...

واسه تو

سارا آرامش

/ 4 نظر / 17 بازدید
رها

سلام دوست عزیز ممنونم از حضورت در وبلاگم[گل]

حسن عاملي

سلام اين عرياني بر جفت چشمانت را دوست داشتم....امانفهميدم...يعني نتوانستم در ذهنم تصوري بسازم از شب و چتر جا مانده در خواب و آن عرياني....[ناراحت]