مناجات نامه

کُفر می گفتم،

نیمه شب...

کُفر می گفتم، جهان را...

آفرینش، این هستیِ روشن!!

نیمه شب

فریاد می کردم؛

خـدایـا!!!

خسته ام از ظُلمت روز،

از رنجِ بیمارِ خُفته در بستر...

خسته ام

از زجّه های مادر

و

ربّنای پدرِ پیر...

کُفر می گفتم، نیمه شب،

خالقت را...

هستی ات را!!! ... کُفر می گفتم.

فریاد می کردم،

در این نیمه شب خاموش،

"خدایی هست"؟...

واسه تو

سارا آرامش

/ 25 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرداب

خدا هست شاید فقط بعضی وقتها نی خواهیم که باور کنی همیشه در کنار ماست نیمه شبها کفر گفتن هم خدا را نمی آزارد[گل]

چای سبز

کفر نیست، خودت رو سرزنش نکن، حقیقتته!

شیطان

مناجاتی کفرآلود و شکاک .... خدایی نیست .. و اگر بود من هم بودم ... و نیستم ... که اگر بودم و آن بودم که میگفتی ... اینگونه نمی بودم . آرامشم ... کفر میگویم .. کفر ...

لحظه های کاغذی

سارا جان، این اسمش کفر نیست.. عشقبازی با خداست... مثل قهر و آشتی های ما با کسی که دوستش داریم... میشنوه.. چرا نشنوه؟؟؟ اون خدایی که من شناختمش، میاد و از دلت در میاره... می رسی به حرفم آبجی... می خوامت... چی شد؟؟؟؟؟ [قلب]

مریم

از این شبهای پر از راز و نیازهای کفرآلود مدتیه زیاد گذروندم! راستش هرچی میخوام خودم رو راضی کنم بگم خدایی نیست میبینم اگه نیست پس من چرا هستم؟!!

دست کوچولو

خدا خیلی مهربونتر از هر تصوری است. سوسکت نمی کنه[چشمک]

عباس رسول زاده بیدگلی

با درود دوباره با توجه به معنی کلمه "زجه" منظور شما از "زجه" در بیت: "از زجّه های مادر و ربّنای پدرِ پیر..." چیست؟ ------ *زجه (ضجه)،: زجه اول به معنای زن تازه زا است، ضجه دوم به معنای گریه و زاری است (فرهنگ معین) ص 86