سرزمین بنفش

خدایا

سرزمین بنفش مان

از گُل های سبزیست

که میرِ پیرمان

کاشته بود...

راستی،

جیغ های بنفش

دیشب م را ببخش

رفیق...

(واسه همۀ نداهای 1300 و 80 و هشت)

سارا آرامش

/ 10 نظر / 19 بازدید
مرداب

من درد در رگانم٬ حسرت در استخوانم ٬ چیزی نظیر آتش در جانم پیچید . سر تا سر وجود مرا گویی چیزی بهم فشرد تا قطره ای به تفتگی خورشید جوشید از دو چشمم . از تلخی تمامی دریاها در اشک ناتوانی خود ساغری زدم. آنان به آفتاب شیفته بودند زیرا که آفتاب تنهاترین حقیقتشان بود ٬ احساس واقعیتشان بود ٬ با نور و گرمیش مفهوم بی ریای رفاقت بود ٬ با تابناکی اش مفهوم بی فریب صداقت بود . ای کاش می توانستند از آفتاب یاد بگیرند که بی دریغ باشند در دردها و شادیهاشان حتی با نان خشکشان و کاردهایشان را جز از برای قسمت کردن بیرون نیاورند . افسوس آفتاب مفهوم بی دریغ عدالت بود آنان به ابر شیفته بودند و اکنون با آفتاب گونه ای آنان را اینگونه دل فریفته بودند . ای کاش می توانستم خون رگان خود را من قطره قطره قطره بگریم تا باورم کنند ٬ ای کاش می توانستم یک لحظه می توانستم ای کاش ٬ بر شانه های خود بنشانم این خلق بی شمار را گرد حباب خاک بگردانم تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست و باورم کنند ٬ ای کاش می توانستم احمد شاملو

مرداب

میدونی من به این شعر اعتقاد راسخ دارم دلم واقعا از نوشته هات سر مست میشه (عاشقانه هات)

نوشته هائي كه پيشكش كسي نميشود

جهــان چیــزی شبیــه مــوهــای تــوســت! سیــاه و ســرکــش و پیچیــده! خیــال کــن چــه بــی بختــم مــن، کــه بــه نسیــمی حتــی، جهــانــم آشــوب مــی شــود . . .

نجمه

سلام گناهشون چی بود[سوال]

مرداب

در کودکی اینقدر معصومانه و بی ریا دوستی میکردیم که این روزها حتی یادمان نمیآید ......... همیشه از بودن هایت دلگرم میشوم سارای عزیز

سیرن

کاش آزادشون کنن..کاش به قولهاشون و به فریادهامون اهمیت بدن....کاش در روز جشن بغض هامونو قاطی لبخندهامون دیده باشن....

فانوس دریایی

سلام بسیار زیبا در کوتاه ترین جملات تمام دردها و حسرت هایمان را بیان کردید

امیر

چرا...[ناراحت]