مرد

آن مرد آمد.

آن مرد با اسب آمد.

آن مرد در سینی سیب دارد.

آن مرد احساس دارد.

آن مرد من را دوست دارد.

من آن مرد را دوست دارم.

آن مرد آمد...آن مرد در شب آمد...

من و آن مرد،با هم در باران آمدیم.

واسه تو

سارا آرامش 

/ 41 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اگر خاتون

احساس رو خداد در تمام وجود ما قرار داده. مراقب وجود خودت و سر انگشتانت باش

مریم

ممنون که بهم سر زدی [گل] راستی خیلی خوبه که آن مرد برای تو آمد هر کی هست و هر کجا هستین امیدوارم خوش بگذره بهتون [قلب]...

شهاب مجیبی

ها ها ها ها [تعجب] منظور چیه ؟ ها ها ها ها [سوال] راست بگو بعد از سه نقطه چی می خواستی بنویسی روت نشد؟[نیشخند][خجالت][خجالت]

فاطمه جعفری

[ناراحت]سلام سینا . چه بد ... گریبانش رو ول کن اونم ولت می کنه یعنی امیدوارم ولت کنه ...[گل][گل]

فاطمه جعفری

خدا مرگم بده ! اشتباه نظر گذاشتم ! هی به خودم می گم 100 صفحه رو با هم باز نکن ها ![خجالت] خوفی سارا جون ؟![خجالت][گل]

روزی جم

آن مرد آمد با اسب هم آمد ولی حالا چرا؟[چشمک]