ویار تو را دارم

لفافۀ مشامم،

پُرِ تو...

و...تو... هنوز،

پُرِ بویِ نفتِ زمستانِ پارسال.

بزاقم،

غُسلت می دهد،

ناشتا.

تمامت، خواهد شُست، زبانم.

بافتهایم، پُر اکسیژن تو.

یاغی شده ام!

بی محابا

و

رئال می گویم:

هر روز تو را هوس دارم...

لذت خوردن تو!

ویارِ من.

هوس بودن تو!

ویارِ من.

بویِ نفت تنِ تو... ویار من.

هر روز، تو را هوس دارم.

ویارِ من!

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٠
تگ ها :