رهاتر از بودن

چقدر...

شراب نوشیدم،

تا توان ایستادنم نباشد!

به آغوشم بگیر!!

نگه ام دار.

دروغ گفته ام...

دروغ!...

رها نیستم.

خنده ام می گیرد...

رهاتر از بودن!!

مرا ببین... درمانم کن...

در انتها،

ما به هم، می رسیم...

مداوا کن، مرا... 

طبیبم باش...

رهاتر از بودن؟!... خنده ام می گیرد.

من امشب سخت درگیرم،

شراب تلخ می نوشیم!!...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٥
تگ ها :