روسپی عاشق

کاش شهری بود،

که همه مردم آن، عاشق بودند!!

روسپی عشق نمی ورزید به اسکناس های چروک،

سکه های زَر و پول.

زاده می شد،

کودک از نسل پدر.

گرگ و غول و دَد و دیو

مفهوم نداشت،

در قصۀ شب!!

آسمان دلگیر نمی شد،

از دل غمگین و حَزین.

ماده سگ، هفت قُلَش را دوست می داشت،

هم سطح.

کاش، روسپی عاشق بشود!!

کاش همه مردم این شهر...

عاشق بشوند!!

مرغ عشق،

سمبل و آیت عشق.

خبر این است:

هآی، اهالی...

عشق ابتکار دل ماست.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۳
تگ ها :