کافه

پیِ فروغ و صادق و شاملو و جلال و سیمین نمی گردم

 پیِ تو می گردم.

کافه به کافه گشته ام

از لایِ دودِ سیگارها ی فرنگی

تا مَزمَزۀ قهوه های تلخ

از سرخ پوشی گارسون های ارمنی

تا رقص های حیاط پشتی

از گپ های دونفری

تا یافتن تو

ترجمه های صادق و شعرهای فروغ را خوب می دانم!

به قول نیما: "یاد بعضی نفرات روشنم می دارد"

و تو روشن ترین یادم شدی...      

با تلخ ترین و مجذوب ترین قهوه های تلخ کافه نادری...

...گودو...تیتر...فنجان اول!...نادری...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۳
تگ ها :