خُنیاگر

ناز کم کن....خُنیایِ من!

 تا بنده ئ چشمت شوم!

تا شفق...

کامت برآرم، بالینت شوم.

گاه گاهی...

باید از قلبم، به بیرون پا نهم!

رخصت!...

اما، تا ابد با تو شوم.

در حضور تو، خویش را پیدا کنم!

بی دلیل،

اما رها...

تا صدایی هست، فریادت زنم.

فرصتم ده! تا بگویم خویش را

هر که هستم، هر چه دارم ، از تو دارم...

از تو، ای خُنیاگرم.

واسه تو

سارا آرامش  

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۳
تگ ها :