لذت

تن من شاداب است...می خندد.

لذتی از سر ذوق

پیچشی از سر شوق

تن من، زخمی دندان تو شد.

چو گیاهی وحشی،بر تنم، تابیدی...

چو تمشک، بوته شده، اندامم.

طعم من، سکر و کمی تلخ،

بر بزاقت مانده.. 

و تو باز...در پی پآلودن من...

 عشق من!.. لای دندانهایت،جا ماندم.

بس کن!

روز و شب... زخم است تن من...

بس کن!

 آلوده به انگشت اشارت شده ام...لذت من.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸
تگ ها :