با کمی تأخیر

چقدر دیر...دیروز شد!

تعلل مکن...بی درنگ موافقم.

 بهتر!

پیراهن قرمزم،فریادت می زد!...

لب هایم سرخ از سرب

و 

سوسوئ ردپایت بر گستره ئ اتاقم...

دریاب...

نشانی خانه ام را از بری...

با کمی تأخیر...

بازهم دوستت دارم.

و به یقین می دانم، من، حضور زندگی ات شدم.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٩
تگ ها :