دگمه

به من بگو که آمدی!

پنجره، باز می کنم...

کوه بارانی، کرم خاکی خفته، نور هم، می تابید.

 جارو باغبان گل قالی،

تا بیایی، چشمها لبریز نگاه ،دگمه هایم همه باز...

لب هایم پر بوسه، دستهایم پر حس...ناز، نوازش.

گیسوانم، همه باز...قلبم پر راز.

شعورم زایید...من تو را می خواهم.

سبابه، به بازی آمد، قول، قول؟!

تا بیایی، مال من باش!...مال من.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٠
تگ ها :