راهولا

راهولای من...خبر جدیدی شده...می دانی رویایی شده ام؟

واضح تر بگویم...رویا شده ام.

 با من شدی... با تو ...با هم کنار رویا...

رویایی شده ام...

در حریره ی نفس هایت گم شدم  تا...در عریانی دیدگانم گم شوی...

این بار به جستجویت که بیایم دیگر تمنای هم آغوشیت را نمی کنم...

تو از من زاده شدی...در آرزوهایم تو را می خوانم و تو را می خواهم...مهربانیت را می فهمم...در تلاطم خواستن...یک ثانیه بس است مارا برای زیستن... با هم...کنار هم...برای هم.

در رویاهایم تو هم رویایی شدی...با من شدی...همگام ...هم نفس...همدم...همخواب...هم بستر...چون لولیان.دستهایم محتاج تر از دیروز تو را می خواهد...به جستجویت آمدم...

راهولای من بیداری؟...هم آغوشیت را تمنا دارم...با توام راهولا.

 واسه تو

سارا آرامش

 

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧
تگ ها :