کمین

در کمین یک اتفاقم

در کمین تو

چون کفتری در کمین پشت بام پر از ارزن

تو مرا دریاب

یا به دندانم بگیر

بسان گربه ئ ملوس

با خود ببر

از ضربان قلبم نهراس

هیاهو نیست  معجزه اتفاق می افتد

دوست دارم تو باشی

گوشهایم محتاج تر از گوشواره

تو را جستجو می کند  یا چگونه حک شدن دانه های موی مرا بر آرنج یا بازوانت پاک خواهی کرد؟

دیروز را می گویم که به خانه ام دعوت شدی

خواب های نقره ای با سرمای پنکه ای از جنس آلیاژ

کاسه ئ بلورم هنوز رد توت فرنگی را در خود دارد 

 یا چگونه می توانی اثر انگشت اشاره ام را از دلت پاک کنی؟

 در نیمکره ئ چپم هنوز نبض دستانت می نوازد عین آواز گنجشکها

دیگر

در من تجلی شده ای

ای زاده ئ آفرینش

در تو متجلی خواهم شد بسان روح خدا در انسان

و تو نیز مرا جستجو خواهی کرد...چون دارکوب در پی درخت....

دوست دارم تو باشی....سرود بودن را با نی نی وجودت می سرایم...تو هم بخوان

سارا آرامش

واسه تو

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٩
تگ ها :