ماهی شده ام

 ماهی شده ام:

دستی که سیلی می زند
نمی داند
و
گاهی ماهی تنگ
عاشق
نهنگ می شود
بی هوده سرم داد می کشند
نمی دانند
و دیگر ماهی شده ام
و
رودخانه ات از من گذشته است
نمیخواهم بیابان های جهان را به تن کنم
و در سیاره ای که هنوز رصد نکرده اند نفس بکشم
حتا اگر باد را به انگشت نگاری ببرند
رد بوسه ات را پیدا نمی کنند

چه برسد به.....

 

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٤
تگ ها :