توتستان

برای

مرض قند بی بی...

چادر به سرِ زمین کردیم

و

درخت تکاندیم.

"باران توت سفید"...

عجبا!!

از آن روز،

ته کفش های من

نوچ شده از توت های سفید باغ سُلمانیه سبزوار.

بی بی می گفت:

بعد از خوردن توت، دوغ بنوش!!!

توت خوردیم،

 و

دوغ نوشیدیم.

چقدر

جایت در توتستان خالی بود.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱
تگ ها :