بانوی قرمز پوش خیس

از ته گنجۀ چوبی

بارانیِ قرمزم را برداشتم

و ...

پوشیدم.

باران بارید!!

و... خواب، وسوسه می شد

 از... شعر سهراب که می گفت: "زیر باران باید با زن خوابید".

و ...من بانوی قرمز پوش خیس...

زیر باران

چه فکرهای بی شرمانه ایی با تو ، کردم...

هی، مرد بارانی!!

چتر می خواهم

 و

...تابی... که تابم، دهد مرا، به سویِ تو...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤
تگ ها :