بزرگ زاده

تو را که پس بگیرم،

دستی تکان می دهم،

برای مردم شهر.

و با خیالی راحت،

به بلوغ میانسالی ام،

می اندیشم.

... درمیان سایه و نور،

من از پستان هایم،

به تو شراب، می نوشم...

و...

تو بزرگ می شوی در من.

بزرگ زاده ی من!!!...

پستان های خالی ام، را بنوش...

فردا...مرا،" تو " فرا می گیرد... بنوش م.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٢
تگ ها :