رستگار

سوسویِ سر سیگارت،

گِردسوزِ آن شب تاریک...

پُک هایش،

نفسِ پی در پی...

دودهایش، قابلِ استنشاق.

چهره مان، قاب، بر دیوار و تخت...

بعد آن،

  چه عمیق، عاشق هم، شده ایم.

غرق در خلسۀ هم،

رستگارِ رستگار...

رستگاری در یک شب.

ما به تاریکیِ آن شب، مدیونیم...

بعد آن،

ما به تاریکیِ شب، مدیونیم...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٦
تگ ها :