رهاورد

من به اقمار رُخت می اندیشم.

و در اندیشۀ تو،

آسمان می بینم...

که در آن، فوج فوج، راهِ بهشت!

تو، دربانِ بهشت.

خاطرت آسوده...

مثنوی ها، گفتم.

باز هم... عشق توأم.

بار دیگر،

به رهاورد سفر، می اندیشم.

و در اندیشۀ تو،

آرزو می بینم...

که در آن، موج موج،عشق و رویا...

حقیقت ناشکیبا،

به تماشا.

باز در اندیشۀ تو...بیدارم.

من به عشق بازی تو می اندیشم...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٢
تگ ها :