روز عشق

با کفش های قرمز

به کافه ایی می رسم، وسط شهر...

در باز می شود

و من، می روم

تا

در میان هیاهوی ازدحام

و بوی قهوه

و دود سیگار

محو شوم و از تو بشنوم.

واسه تو (دوست تر می دارمت.)

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
تگ ها :

گم شدن

چقدر دوستت دارم،

دوستت دارم...

دوستت دارم...

دوستت دارم ها، تا آخر شب ادامه دارد...

چراغ خاموش می شود

و

ما

در هم گُم می شویم،

عاشقانه.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳
تگ ها :

کام

دانه های برف

در هوا

می پرند...

امروز،

روزگار،

به کام

آدم برفی است و بس...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۱
تگ ها :

روزی

من،

از پشت پنجرۀ یخ زده،

کُرچ شدن پرنده ایی گرسنه را می دیدم.

سرما بیداد می کند، رفیق!

یک مُشت دانه

روزیِ گنجشکی

که مداوم،

نوک می زند به خروارها برف و یخ ...

هنوز هم

سرما بیداد می کند، رفیق!

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳
تگ ها :