قتل عام و بخشش...

خدایا،

از تقصیر من بگذر...

بگذر،

برای قتل عامِ ناخواستۀ

هفتاد و هفت، مورچۀ نابالغ،

در صبح گاه امروز...

ای خدای مورچه های سیاه!!!

بی هیچ تعارفی

اگر می توانی،مرا ببخش.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠
تگ ها :

انار

مِک می زنم

انار سرخ آینه ایی

که

تو در آن جا گرفته ایی...

انار

انار

انار ترک خوردۀ کاسه های آبی سفالی...

راستی،

یادت بماند؛ 

برای فریب تو؛ انار و باران کافیست.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٦
تگ ها :

ویر

تو که باشی،

رختخوابم

بی خواب می شود

و

سرِ انگشتانم،

ویرِ نوازششان می گیرد.

تو که باشی،

در تو، پرت می شوم...

و

در بسترِ بی خوابت،

خواب می مانم... تا صبح.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٥
تگ ها :

می توانم؟

باید فکر کرد

که

آیا

 می توان در آشپزخانه ماند

و

به همخوابگی برنج و نمک اندیشید؟!

انگار

باید

از گیسوان پُر گل

و

ورّاجی های شبانه

 و ... شیطنت های کودکی، گذشت!!!

حتی

اگر تو کنارش باشی

"من"

به آشپزخانه عادت نمی کند.

می توانم؟!

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٢
تگ ها :

آونگ دنباله دار

یک جفت

شمعدان،

با شمع های قرمز

و

گیلاس های پُر از شراب،

روی تِرمۀ عصرانه

و

موسیقی پیانویی

که

نُت می زند برای عشق های دنباله دار...

در اتاقی که

شکل کافه می شود،...

زندگی،جاریست.

هی،

فاتح من!!...

آونگ ساعت چوبی

چند بار تا آمدنت نواخت؟!

و...

پیانو،

چند بار برای آمدنت، نُت زد؟!

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱
تگ ها :