عشق ابدی

کاش

ما را

برای،دوست داشتن ابدی،

و

عشق بی نهایت...

طلسم کنند،

و

با هیچ

مُهره ایی... طلسممان، نشکند.

کاش!!!

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦
تگ ها :

نیّت

من دلم می گیرد

از بغض های خاکستری

و

اشک های حُقّۀ

زنی

با گونه های خیس!!...

من دلم می گیرد، از نیت پاک و سادۀ تو...

اما

قسم،

قسم می خورم...

به تکه های نان دیشب،

قسم،

به میوه های نوبرانۀ دیشب...

که مزه اش، هنوز زیر دندان آن ِکودک مانده...

قسم... به "دعای کودک" دیشب

تا همیشه

مهربانیم را بر دستهای مهربان ترت...می سابم.

امروز صبح

خوشبخت تر از همیشه

بیدار شدم

و به تمام عابران محلّه مان، سلام کردم.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٢
تگ ها :

نجات می خواهم

نجات می خواهم من از این دنیایِ پُر رو...

از این

آدم فروشان...

آدمِ بی مذهب و دین...

از این زن های سرکش

و

از آن بدتر

مردان هرزه در فکر،...

نجات می خواهم از خار گُل سُرخ،

از این وامداران کوته اندیش،

از این آب گِل آلود

و

خاک خُفته،...

نجات می خواهم من، از این... دنیای وارو...

از این

شهر پُر از گوگرد و باروت...

نجات می خواهم من، از تاراج عرفان،

از عشق ناپاک...

نجاتم ده، ای ناجی من...

صدا آمد: نجاتت می دهم ای بستر من، مَهد آرام.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٤
تگ ها :

توتستان

برای

مرض قند بی بی...

چادر به سرِ زمین کردیم

و

درخت تکاندیم.

"باران توت سفید"...

عجبا!!

از آن روز،

ته کفش های من

نوچ شده از توت های سفید باغ سُلمانیه سبزوار.

بی بی می گفت:

بعد از خوردن توت، دوغ بنوش!!!

توت خوردیم،

 و

دوغ نوشیدیم.

چقدر

جایت در توتستان خالی بود.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱
تگ ها :