بانوی شعر

در شامگاه بهمن 89؛

به گورستان ظهیرالدوله خواهم رفت.

دیوان فروغ فرخزاد خواهم برد.

روسری مشکی ابریشم،

به سر خواهم کرد...

از تو، خواهم خواند،

و خواهم گریست... بانو!!!

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٤
تگ ها :

خودم و خودم

چقدر کار دارم...

عصر

باید برم دنبال خودم...

با خدا،

حرف بزنم!!

با خودم،

درد دل کنم

شعر بخونم...

داد بزنم ...بخندم... شک بکنم...

آخر شب،

دست خالی بر گردم به خونه.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٧
تگ ها :

حواس پرت

تلویزیون، 

خاموش می شود...

و

من

در اندیشۀ اناری قرمز...

رو در رو،

به حرفهای تو گوش می دهم...

بی آنکه حواسم باشد...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٢
تگ ها :

خواب زمستانی

در این

زمستان سرد،

چنان

در آغوشت

به خواب می روم...

گویی،

درختان به خواب زمستانی...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٧
تگ ها :