مَرد من

مَردِ من،

برقص با من...

عروست می شوم،

می رقصم و آواز می خوانم...

خنده هایم از سرِ ذوق،

... لباس تور می پوشم...

کفش هایم، تَق تَقِ آزادی...

تو از من،

آیین زن بودن و ماندن نمی خواهی.

قلب می خواهی... مهربانی؛

عشق می خواهی، جاودانی

عروست می شوم و می رقصم به دورِ تو!!

مرد من!!

بهشت م  باش،

نمادم باش،

اسطوره ام باش...

برقص با من... به دورِ من.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۱
تگ ها :

کاناپۀ قهوه ایی

با موهای شرابی،

و ...

دِکُلتۀ بنفش،

و...

دگمه های سفید،

میان

کاناپۀ قهوه ایی،

برای تو، لمیده ام...

ما با هم، از هم، پُر می شویم... میان رنگ های قهوه ایی.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٦
تگ ها :

انگشت اشاره

حرف نمی زند،

بی آنکه چیزی بگویم

شماره ات را می گیرد...

من... از تو خبر می گیرم، عاشقانه!!!

عجیب است

که

چگونه،

اشاره ام،

شماره ات،  را از بَر است!؟...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱
تگ ها :

دردِ تنِ من

من،

برهنه،

زیر کرسی،

بی تو... خوابم نمی برد... لحظه ایی!!

وقتی که نیستی،...

تمام تن م،

درد می کند... برای تو!!

 نزدیکم بیا...

و...  غافلگیر کن، تمام دردهایم، را!!

بعد از آن...

من،

برهنه،

زیر کرسی،

بی هوش می شوم از تو!!! 

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸
تگ ها :