راهولا

راهولای من...خبر جدیدی شده...می دانی رویایی شده ام؟

واضح تر بگویم...رویا شده ام.

 با من شدی... با تو ...با هم کنار رویا...

رویایی شده ام...

در حریره ی نفس هایت گم شدم  تا...در عریانی دیدگانم گم شوی...

این بار به جستجویت که بیایم دیگر تمنای هم آغوشیت را نمی کنم...

تو از من زاده شدی...در آرزوهایم تو را می خوانم و تو را می خواهم...مهربانیت را می فهمم...در تلاطم خواستن...یک ثانیه بس است مارا برای زیستن... با هم...کنار هم...برای هم.

در رویاهایم تو هم رویایی شدی...با من شدی...همگام ...هم نفس...همدم...همخواب...هم بستر...چون لولیان.دستهایم محتاج تر از دیروز تو را می خواهد...به جستجویت آمدم...

راهولای من بیداری؟...هم آغوشیت را تمنا دارم...با توام راهولا.

 واسه تو

سارا آرامش

 

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٧
تگ ها :

...

 

...زخم های نرفته ام را التیام بخش..پاییز را با تو به یاد می سپارم...

بگذار یادت همیشه باشد...حتی در رهاییم ...تا من بر من باش...تا همیشه.

زلال تر از دیروز بر من بارانی شو... خورشید چشمانم شو...بادبادکم را به سر انگشتانت گره زن...رهاتر از بادم...

آسودگی احساسم را ضمانت بودنت می کنم.

تا انتهای دنیا.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٥
تگ ها :

کلافه

دیشب از یه تصادف برگشتیم

هنوزم هم توی کمای فکریم

از اتفاقی که افتاده بود

خیلی ترسیدم

عین بچگی هام

خدایا خیلی دوست داریم هم من هم فری فلاکت

اگه من می مردم تو چیکار می کردی؟

من که دلم واست تنگ می شد.خدا تو رو هم دوست داشته که مراقب من بود...

 واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳
تگ ها :

دعوت

دعوت شدیم...

به یه جای دیگه... شب راه افتادیم واسه یه حرکت

به یه جای دیگه

واسه روزهای تازه

جاده بود و کوههایی که با مداد رنگی، رنگی شدند

و تصویر آدمهای تازه

از یه نژاد و بوم دیگه... سخن دلشون رو می فهمیدم...

بهم قول داده بود تا طلوع ستاره های اون شهر برسیم

و رسیدیم...به یه جای دیگه.

زیبا بود و نو...با نگاهی متفاوت

هم آغوشی شب و روز

سه  دو  یک...

زندگی با کل کل و هیاهوی شادی آغاز شد

من و او هم...

 زمزمه خوشبختی آن دو را با خدا فریاد زدیم

فریاد برای بودن من و تو...کنار خوشبختی...

سارا آرامش

واسه تو

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸
تگ ها :