پایان

از باران 

که بگذرم،

دستی به

رُخ سار سپید زمستان، خواهم کشید...             

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٩
تگ ها :

دلخوشی

آنگاه که دل می بُرد،

یخ زدگی دستانش پیدا بود.

و

چمدان خالی

از کِش باف های زمستانی...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٩
تگ ها :

جملۀ دوستت دارم...

هزار بار ،

هم که بگویی،

گوش هایم

نمی شنود.

تکرار کن...

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۸
تگ ها :

دوربینی

از ته

استکانِ چای

هم

که ببینمت،

فاصله ای نیست،

تا دور دست های دور!!

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٤
تگ ها :

زن دستفروش

هر صبح،

می نشیند،

کُنج این شهر...

بساط می چیند

و می خندد

 و

کاسبی می کند.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱
تگ ها :

من اونی ام ، با صدای مرتضی پاشایی

سایه ها

برایت،

قَد

خَم کرده اند...

دیگر، مگو:

"من اونی ام که سایه هم نداشت".

واسه مرتضی پاشایی

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٥
تگ ها :

تصرف

آغوش

که می گشایم،

"دنیا" و "تو" 

را

یکجا،

تصاحب می کنم.

سارا آرامش

واسه تو

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٠
تگ ها :

تداوم

آن گاه

که از تو

پُر می شود،

دوباره،

جانِ من.

واسه تو

سارا آرامش

  
نویسنده : سارا آرامش ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٠
تگ ها :

← صفحه بعد