سرزمین بنفش
خدایا
سرزمین بنفش مان
از گُل های سبزیست
که میرِ پیرمان
کاشته بود...
راستی،
جیغ های بنفش
دیشب م را ببخش
رفیق...
(واسه همۀ نداهای 1300 و 80 و هشت)
سارا آرامش
24 خُ رداد 1300 نود و دو خورشیدی
دیریست،
لاک قرمزم، خُشکیده...
گویی
از دیشب
سایۀ بنفش
زُل زده به چشم هایش...
واسه تو (واسه همۀ نداهای 80 و هشت)
سارا آرامش
بیتوته
خوبِ من،
آغوش بگشا،
تا در تو،
بیتوته کنم.
آری،
قصدِ من این است،
تا همیشه
در آغوشت بیتوته کنم...
واسه تو
سارا آرامش
رقص در باد
باد
موهایم
را می رقصاند،
گونه هایم،سُرخ می شود،
باد،
پیراهنم
را می رقصاند...
انگار می داند،
من، امشب
میهمان خانۀ توأم!!!
واسه تو
سارا آرامش
مُقصر
از آن روز
که دستانم،
در بند بندِ
انگشتانت،
به خواب رفتند،
آشپزخانه ام
پُر شد از ظرف های نشُسته...
واسه تو
سارا آرامش
مردی از جنس اُردی بهشت
عصر امروز
سه تار
و
انگشتانم،
بداهه ایی می نوازند،
برای
مردی از جنس اُردی بهشت...
واسه تو (تولدت مبارک بادا، خوبترین خوبِ دنیا)
سارا آرامش
چشم ها
لال می شوم...
اکنون،
حسابِ تو،
با چَشم هایِ من!!!
واسه تو
سارا آرامش
فاحشه دوست داشتنی
من،
فاحشه را
بیشتر از آن
بانویی که
جانماز،
آب می کشد
و دروغ می گوید،
دوست می دارم...
واسه تو
سارا آرامش
← صفحه بعد
نظرات ()
